السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
407
تفسير الميزان ( فارسي )
« وَلَقَدْ آتَيْنا داوُدَ وَسُلَيْمانَ عِلْماً وَقالا الْحَمْدُ لِلَّه الَّذِي فَضَّلَنا عَلى كَثِيرٍ مِنْ عِبادِه الْمُؤْمِنِينَ » « 1 » . وجه ادبى كه آن دو بزرگوار در اين حمد و شكر خود به كار بردند و فضيلت علم خود را به خداوند نسبت دادند ، روشن است ، چون مثل مردم بى ايمان علم خود را به خود نسبت ندادند ، چنان كه قارون - بنا بر نقل قرآن كريم - چنين كرد ، و در پاسخ قومش كه نصيحتش كردند و به اين كه به مال خود نبالد اندرزش دادند ، گفت : « إِنَّما أُوتِيتُه عَلى عِلْمٍ عِنْدِي » « 2 » و چنان كه قرآن كريم اين رذيله را از اقوام ديگرى نيز چنين نقل فرموده : « فَلَمَّا جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَحاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِه يَسْتَهْزِؤُنَ » « 3 » و نبايد كلام داود و سليمان را حمل بر خودستايى و تكبر نمود و آن دو را سزاوار مذمت دانست ، زيرا غرض آن دو بزرگوار اين است كه به عنوان شكر نعمتى را كه خداوند به خصوص آن دو ارزانى داشته ذكر كنند و درست هم بوده ، سليمان و داود ( ع ) بر بسيارى از مؤمنين فضيلت داشتهاند ، خداى تعالى هم از بسيارى از مؤمنين حكايت كرده كه از خداى خود فضيلت و برترى را درخواست كردهاند و علاوه بر اينكه مذمتشان نفرموده ، ايشان را به علو همت و بلندى طبع هم ستوده و فرموده : « وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا . . . وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً » « 4 » . و نيز از آن جمله دعائى است كه قرآن در ضمن داستان سليمان ( ع ) و مورچگان از آن جناب نقل كرده و فرموده : « حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَجُنُودُه وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ . فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً مِنْ قَوْلِها وَقالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلى والِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاه وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبادِكَ الصَّالِحِينَ » « 5 » .
--> ( 1 ) و به تحقيق داود و سليمان را علمى داديم و آن دو گفتند سپاس خدايى را كه ما را بر بسيارى از بندگان مؤمن خود برترى داد . سوره نمل آيه 15 . ( 2 ) مگر جز اين بود كه اين اموال را با علمى كه در نزد خود داشتم جمع آورى نمودم . سوره قصص آيه 78 . ( 3 ) پس وقتى پيغمبرانشان با معجزات روشن خود به سوىشان آمدند ، زير بار آنان نرفته ، به علم و عقائد غلطى كه داشتند مغرور شدند و در نتيجه جزاء استهزاءشان بر آنان حلول نمود . سوره مؤمن آيه 83 . ( 4 ) و كسانى كه مىگويند پروردگارا - تا آنجا كه مىفرمايد - و ما را براى مردم با تقوا امام و پيشوا قرار ده . سوره فرقان آيه 74 . ( 5 ) تا آنكه گذارشان بوادى مورچگان افتاد ، مورچه اى بانگ زد كه هان اى مورچگان ! به لانه هاى خود درآئيد تا سليمان و لشگريانش ندانسته پاى مالتان نكنند ، از گفتارش خنده بر لبهاى سليمان نشست ، و گفت پروردگارا روزى كن كه شكر نعمتهايى كه بر من و بر پدر و مادرم ارزانى داشتى بگذارم و اعمال صالحه اى كه تو را خشنود سازد انجام دهم و مرا برحمت خود در زمره بندگان صالحت درآور . سوره نمل آيه 19 .